ذبيح الله صفا

1239

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تتمه‌يى بر سمط العلى افزود و ازآن‌پس گويا در خدمت وزراى ايلخانان درآمده بود زيرا در حدود سال 725 نسائم الاسحار را بنام نصرة الدين صاين وزير و در سال 729 - 730 درّة الاخبار را بنام خواجه غياث الدين محمد وزير نوشت و درين اوان ظاهرا سنّش از شصت سال متجاوز بود . ناصر الدّين حقّا از منشيان زبردست روزگار خود بود . نثر او استادانه همراه با كلمات منتخب و فصيح است و اگرچه مفردات و تركيبات عربى در آن زيادست امّا همهء آنها بجاى خود نشسته و نشانه‌يى از بيمايگى گوينده در استعمال آنها مشهود نيست . با اين حال بايد ناصر منشى را از سردستگان نويسندگانى دانست كه در قرن هفتم و هشتم بتصنّع در سخن و به كار بردن انواع تزيينات در آن مشتاق بودند و شيوهء او در اساس و بنياد همانست كه در نزد همهء منشيان متصنّع مىبينيم با اختلافات بيش و كم كه وجه امتياز هريك از آنها از ديگريست . از ناصر منشى سه كتاب معتبر باقى مانده است 1 ) سمط العلى 2 ) نسائم الاسحار 3 ) درّة الاخبار سمط العلى للحضرة العليا : اين كتاب در 715 هجرى تأليف شده و موضوع آن تاريخ « سلطانان قراختاى » يعنى سلاطين قراختايى كرمانست كه نخستين آنان سلطان نصرة الدين براق حاجب از حاجبان سلطان محمد خوارزمشاه بود كه بعد از پريشانى كار خوارزمشاه بر كرمان مسلط شده و در آن بساط سلطنت گسترده بود . ناصر الدين منشى تاريخ خود را از سلطنت براق حاجب آغاز كرده و تا پايان سلطنت سلسلهء قراختائى يعنى تا عهد قطب الدين شاه جهان ( 702 - 703 ) را كه منجرّ بانقراض سلسلهء قراختايى و تعيين ناصر الدّين محمّد بن برهان از طرف اولجايتو بحكومت كرمان شده ، كشانيده و سپس در سال 720 تتمه‌يى بر آن كتاب افزوده است . نسائم الاسحار من لطائم الاخبار : كتابيست در تاريخ وزراء كه اگرچه نام مؤلف آن بصراحت معلوم نيست ولى بنابر دلائلى شايد از ناصر الدّين منشى